المحقق السبزواري

314

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

لذّتهاى دنياوى اعراض نمايند به جهت انتظار چيزى كه هم از آن جنس باشد ليكن بيشتر و بهتر باشد ، چون بسيارى از زهّاد و متصوّفان كه اظهار زهد را دام صيد خلق سازند تا به آن وسيله به اغراض فاسدهء دنيويه فايز شوند ، و بسيارى از متزهّدان و متصوّفان چنين بوده‌اند و هستند كه اظهار زهد و دورى [ 80 آ ] از دنيا كنند و در آن لباس طالب دنيا باشند . گر به ظاهر زاهد از دنيا كند پهلو تهى * از فريب او مشو غافل كه ميدان مىكشد « 1 » و بسيارى از خلق به چنين شعبده‌ها مغرور شوند و گويند فلانى از اوليا و سالكان راه حقّ و واصلان است به محض آنكه آن مشعبد « 2 » ادايى چند كند و اظهار زهدى نمايد يا آهسته سخنى و كم‌گويى و اظهار انكسار و فروتنى را وسيلهء مكر خود سازد تا دعوى كرامات و مقامات كند ، يا خود ساكت باشد و گروهى كه ترويج كار او را مطلب ساخته باشند جهت او مراتب اثبات كنند ، و باشد كه جهل و نادانى و قلّت معرفت به احكام عقل و شرع باعث زيادتى رواج ايشان باشد . حكايت در تاريخ وصّاف « 3 » مذكور است كه ، يكى از پادشاهان فارس را به متصوّفى اعتقادى ثابت بود . يكى از افاضل خواص او هميشه اعتراض مىكرد و مىگفت : « اين گروه از حليهء دانش و فضل عاريند و به شبكّهء زرق و تلبيس مستمسك . نه ايشان را علمى است

--> ( 1 ) . « ميدان كشيدن » كنايه از خود را جمع كردن و پس رفتن از براى جستن است ، همانگونه كه گوسفند هنگام سر زدن كند . ( 2 ) . شعبده‌باز ، حقّه‌باز . ( 3 ) . كتاب تجزية الامصار و تزجية الاعصار ، معروف به تاريخ وصّاف ، تأليف شهاب الدّين عبد اللّه بن عزّ الدين فضل اللّه شيرازى ، مشهور به شرف شيرازى و معروف به وصّاف يا وصّاف الحضره ، از مآخذ مهم و قابل اعتماد در تاريخ مغول ، خاصّه در حوادث عهد ايلخانان و تاريخ اتابكان فارس و لرستان ، است . نويسندهء اين كتاب ، وصّاف الحضره ، از كاتبان و عمّال ديوانى و از نزديكان خواجه رشيد الدّين فضل اللّه وزير بوده و تأليف خود را در سال 712 ق . در سلطانيّه به حضور سلطان الجايتو تقديم داشته است . به نقل از : زرين‌كوب ، تاريخ ايران بعد از اسلام ، فصل اوّل ( در باب مآخذ ) ، ص 49 .